دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا دانشجویان اندیشه سیاسی دراسلام

 

ب) فلسفه

رویکرد عقلانى و تفکر و تأمل در مسائل مختلف، از شاخصه‏هاى بارز علامه و در سراسر زندگى ایشان نمودار بود.

علامه، از همان آغاز تحصیل، به مطالعه کتب فلسفى علاقه نشان مى داد و تشویق حکیم بادکوبه‏اى که از متخصصین بنام این فن بود، شور و اشتیاق وى را به علوم معقول، دوچندان کرد. ایشان، همان‏گونه که اشاره شد، تدریس فلسفه را از نیازهاى حوزه علمیه قم تشخیص دادند و به تدریس« اسفار» همت نهادند. احاطه و اشراف کامل ایشان بر مسائل فلسفى که حاصل تتبعات و مطالعات طاقت‏فرسا بود، این قدرت را به ایشان داد که ضمن برشمردن مسائل اصلى فلسفه، به تفکیک مسائلى که ریشه یونانى دارند، از مسائلى که در مجامع علمى مسلمانان پى‏ریزى شده‏اند، بپردازد و نقش پررنگ فیلسوفان مسلمان را در تکامل فلسفه مشخص کند.

از دیگر ابتکارات علامه، ترتیب منطقى مسائل فلسفى و تنظیم آن به‏صورت متون درسى است که در دو کتاب« بدایة الحکمة» و« نهایة الحکمة» استاد کاملا مشهود است.

تفکیک حقایق از اعتباریات، کار مهم دیگرى بود که حضرت علامه به آن همت گمارد. ایشان، با تبیین این قاعده که مسائل جهان و هستى‏هاى خارجى، از علوم حقیقى و قابل اثبات با براهین دقیق علمى است، ولى علوم اعتبارى، مانند حقوق، فقه و ... از حیطه براهین عقلى خارج است، توانست مرزهاى حکمت عملى و حکمت نظرى را مشخص کند.

پرورش و تکمیل نظریه حرکت جوهرى، تبیین و شرح نزدیک به هفتاد مسئله در مبحث قوه و فعل، تکمیل برهان صدیقین، مبارزه با فلسفه مادى‏گرى و تقریب فلسفه‏هاى غرب و شرق، از دیگر ابتکارات حضرت علامه در حوزه فلسفه است.

ویژگى دیگر تحقیقات فلسفى علامه، این است که وى با تبحر خاصى، مزایاى حکمت متعالیه ملا صدرا را با تحلیل‏هاى منطقى ابن سینا در هم آمیخته؛ به این معنا که مسائل عمیق صدرائى را با شیوه تحلیلى بو على تبیین نموده است.

 

ج) عرفان

عرفان و موضوعات وابسته به آن، مورد علاقه خاص حضرت علامه بود و ایشان با خواندن کتاب‏هایى چون« شرح فصوص» قیصرى و« مصباح الانس» قونوى و« فتوحات مکیة» ابن عربى، نزد عارف وارسته، میرزا على آقا قاضى طباطبایى، اشتیاق خود را به خودسازى و تهذیب آشکار نمودند.

علامه، با همراه کردن عرفان نظرى و عملى، طعم خوش حقایق عرفانى را چشیده بود و زى عادى ایشان، الگویى براى طالبان مسیر بود. علامه حسن زاده، نقل مى‏کنند که وقتى نزد مرحوم آیه الله محمد تقى آملى( ره)، از علامه طباطبایى یاد کردم، ایشان، فرمودند:« آقا اگر کسى باید تحت تصرف و تعلیم کامل به جایى برسد و قدمى بردارد، من براى شما بهتر از جناب آقاى طباطبایى( صاحب المیزان)، کسى را نمى‏شناسم ... ایشان و مرحوم سید احمد کربلائى کشمیرى، در میان شاگردان مرحوم قاضى از همه بهتر بودند و آقاى طباطبایى، در همان وقت، کشفیات بسیار داشتند».( یاد نامه 96)

علامه، در رساله« محاکمات» که پى‏نوشتى بر مکاتبات دو عالم فاضل، مرحوم کمپانى و مرحوم سید احمد کربلایى، پیرامون بیتى از عطار نیشابورى است، نکات عرفانى بسیار دقیقى را تبیین کرده‏اند. از دیگر آثار استاد، مى‏توان به سه رساله ایشان با عنوان‏هاى« الانسان قبل الدنیا»،« الانسان فى الدنیا» و« الانسان بعد الدنیا» که سرشار از نکته‏هاى نغز عرفانى است، اشاره کرد.

 

د) فقه و اصول

عظمت علمى علامه در مباحث تفسیرى و فلسفى موجب شده تا تبحر ایشان در سایر علوم تحت الشعاع واقع شود. علامه، سالیان بسیارى از عمر خویش را صرف فراگیرى فقه و اصول نمود. ده سال بهره‏گیرى از معلومات مرحوم کمپانى، پنج سال شرکت در مجالس درس آیه الله نائینى، چندین سال استفاده از محضر آقا سید ابوالحسن اصفهانى و شرکت در مجالس درس میرزا على ایروانى و میرزا على اصغر ملکى، از علامه، فقیهى دقیق و متبحر در به‏کارگیرى اصول فقه ساخته بود و نگاهى به کتاب« تعلیقه بر کفایه» ایشان، مؤید این نظر است. علاوه بر این، ایشان، قبل از اشتغال به تدریس فلسفه و پرداختن به مباحث تفسیرى، به مدت چندین سال، به تدریس اصول و فقه اشتغال داشته‏اند.

 

ه) ریاضیات

استاد حکیم، سید حسین بادکوبه‏اى، با توجه به نقش مهم ریاضیات در تقویت روش برهانى و بعد فلسفى، علامه را به آموختن آن تشویق کرد و علامه، در کلاس‏هاى درس سید ابو القاسم خوانسارى که از متخصصین این فن بودند، شرکت کرد. حساب استدلالى، هندسه مسطحه و جبر استدلالى، دروسى بودند که علامه از ایشان فراگرفت. تبحر استاد در علوم ریاضى، در روش طرح مباحث فلسفى توسط وى، کاملا مشهود بود. ایشان، مسائل فلسفى را همانند مسائل ریاضى مطرح مى‏کردند؛ به‏طورى که هر مسئله‏اى دقیقا در جایگاه خود و به‏گونه‏اى قرار گیرد که مکمل بحث قبلى و مقدمه‏اى براى بحث بعدى باشد. بر اساس همین مبنا، ایشان، در طى تدریس سعى مى‏کردند مقدمات مباحث، یا از بدیهیات و علوم متعارف باشد و یا از اصولى استفاده شود که ادله آنها پیش‏تر بیان شده باشد. این روش، در آثار مکتوب ایشان نیز رعایت شده و نگاهى به« اصول فلسفه»،« بدایة الحکمة» و« نهایة الحکمة»، این امر را تأیید مى‏کند. ایشان، با توجه به این مبنا، مسائل فلسفى را به دو گروه تقسیم مى کرد: گروه اول، مسائلى که موضوع آنها همان موضوع فلسفه است و در نتیجه محمول آنها هم مساوى با موضوع خواهد بود، مانند مسئله اصالت وجود؛ گروه دوم، مسائلى که موضوع آنها قسمى از موضوع فلسفه است، مانند وجود ذهنى. ایشان، با دقت فراوان، از طرح مسائل مربوط به هر گروه، در بحث گروه دیگر، پرهیز مى‏کرد و نظم منطقى و ریاضى را در همه مسائل و در تمام احوال حفظ مى‏نمود.

 

و) حدیث

نقش بى‏بدیل حدیث در تبیین آیات قرآن و استخراج احکام الهى، مورد توجه و اهتمام علامه بود و ایشان، با دقت و وسواس زائد الوصفى تمام« بحار الانوار» علامه مجلسى را مطالعه و احادیث متقن و مستند آن را گزینش نموده بود. وى، هم‏چنین به تصحیح و مقابله نسخه‏اى از« وسائل الشیعة» پرداخته بود که مورد استفاده محققین و مصححین نیز واقع شد. هم‏چنین در تفسیر« المیزان»، در تفسیر هر آیه، بخشى با عنوان« بحث روائى» ارائه مى‏دهند که عمق بحث‏ها و نحوه نقد و بررسى روایات، نشان از مهارت فوق العاده ایشان در علم حدیث و دیگر علوم وابسته دارد.

 

ز) ادبیات

علامه بزرگوار، با توجه به اهمیت ادبیات عرب در فهم متون دینى، تحصیل این علوم را با جدیتى بى‏نظیر پى گرفت. تسلط استاد در مباحث ادبى، در تمامى آثار وى، به‏ویژه کتاب سترگ« المیزان»، نمودى چشم‏گیر دارد.

استاد، به ادبیات فارسى نیز علاقه زیادى داشتند، به‏گونه‏اى که در همان آغاز تحصیل، بوستان و گلستان سعدى را با شور و اشتیاق نزد استادى ادیب فراگرفتند و علاقه ایشان به شعر باعث مى‏شد که گاهى مفاهیم بلند عرفانى و فلسفى را با عباراتى لطیف به رشته نظم درآورند. آیه الله سبحانى، در مقاله‏اى که در دومین یادنامه علامه به چاپ رسیده، نمونه‏هایى از اشعار سروده شده توسط استاد را ذکر کرده‏اند.

 

ح) نیازسنجى

اندیشمندان و عالمان بسیارى در مسیر تاریخ آمده و رفته‏اند، ولى تنها نام کسانى در عرصه علم و دانش ماندگار است که در مرحله اول نیازسنجى مناسبى انجام داده و در قدم بعد، راه حل و روش مناسبى براى برطرف کردن نیاز ارائه دهند. همان‏گونه که پیش‏تر اشاره کردیم، حضرت علامه، در بدو ورود به قم دو نیاز اساسى حوزه علمیه را توجه به علوم قرآنى و علوم عقلى تشخیص دادند و بدون هراس از سختى‏هاى راه و البته با یارى و تدبیر زعیم حوزه علمیه، آیه الله العظمى بروجردى، به تدریس و تألیف در دو موضوع یاد شده پرداختند و توانستند با نوآورى خویش، انقلابى بزرگ و تحولى سترگ در علوم یاد شده ایجاد کنند.

حضرت علامه، هم‏چنین با درایت و تیزبینى خاصى، نویسندگى و مهارت‏هاى مربوط به آن را از دیگر نیازهاى جوامع علمى تشخیص دادند و با تشکیل انجمنى متشکل از اندیشمندان مستعد و طرح موضوعات جدید و کارآمد، سبکى نو در نوشتار دینى پدید آوردند. این انجمن، هم‏زمان با اوج‏گیرى فعالیت‏هاى کمونیستى در جوامع شرقى و به‏خصوص در ایران، شکل گرفت و افرادى چون استاد شهید مطهرى، امام موسى صدر، شهید قدوسى، آیة الله امینى، آیة الله حائرى تهرانى، آیة الله سبحانى و ... در آن عضویت داشتند و آثار خوبى در زمینه هاى مختلف پدید آوردند.

 

خصوصیات اخلاقى علامه

مطالعه کتاب‏هاى مختلف عرفانى، مانند« فتوحات مکیة» ابن عربى،« شرح فصوص»،« تمهید القواعد» ابن ترکه و بهره‏مندى از محضر عارف برجسته‏اى چون آیة الله میرزا على آقاى قاضى، از علامه شخصیتى ویژه ساخته بود؛ متانت و وقار، تواضع و ادب، پرهیز از محرمات و مکروهات و مداومت بر واجبات و مستحبات، دست‏گیرى از فقرا و جدیت در امر تحصیل و تحقیق، از صفاتى است که وى بنا به تأیید همه کسانى که با ایشان برخورد داشتند، بدانها متصف بود. اهتمام ایشان به امر تحصیل، به حدى بود که شب‏هاى قدر را به غور و تفحص و تدبر در معانى عمیق آیات الهى مى‏گذراند و تألیف« المیزان» نیز در یکى از این شب‏ها به پایان رسید. علاقه به اهل بیت( ع)، در سراسر زندگى ایشان موج مى‏زد.

سید مهدی میرمیران